SUPPORT SMCCDI
spacer

SMCCDI Needs your Financial Donation via the well know Paypal for the continuation of its operations.

Why Support SMCCDI?
Click HERE

spacer


Latest From SMCCDI
spacer
spacer
 Public Statement
Mistake made in a "Ken Timmerman" article about the Movement
-- -- --
spacer
 Urgent Action
-- -- -- --
spacer
 Demonstration
-- -- -- --
spacer
 News
"Persian Gulf-Google Protest" Petition passes the level of half million endorsements
Bush sends message to Iranians and warning to their oppressors
Gas shortage leads to clashes in nothern Iran
Meetings between Larijani and Sarkozy in Egypt
spacer


Time
spacer

spacer

 

 


سرود ملى ايران



spacer

پيدايش تشكل:

 

 

كميته هماهنگي جنبش دانشجوئي براي دموكراسي در ايران ، كه بسياري از آن به عنوان كميته هماهنگي يا جنبش دانشجوئي و يا دانشجو نيز نام مي برند، از اواخر سال1376   هجري خورشيدي بوسيله تعدادي از فعالان سياسي و دانشجويان باورمند بر آرمانها و اصول ملي-مردمي و خصوصآ عرفي (سكولار يا لائيك) كه خواهان نظمي خرد گرا و نو گرا براي ايران مي باشند بنيان گرديده است.

 

اين تشكل و اعضاء آن از همان ابتداء يكي از عمده ترين محورهاي تاكتيك حركتي خود را براين اصل كه مي بايست بطور شفاف و بدون هرگونه مصلحت بازي، حقايق، حتي به قيمت دشمني و يا مخالفتهاي كوتاه مدت برخي از مخالفان نظام كه عملآ وظيفه اصلي خود را فراموش كرده و چشم اميد به اصلاح طلبان درون حكومت دوخته بودند، فعاليتهاي خود را آغاز نمودند و سهم عمده اي در روشنگري، افشاء حقايق و هماهنگي كل جنبش دانشجوئي داشته اند.

 

لازم بذكر است كه علارغم بسياري از سنگ اندازيها از سوي آنچه كه به آنها مي شود باند هاي تازه تآسيس و يا فرصت طلبان سياسي و يا دانشجوئي و يا معدودي از مطبوعاتچيان كم اتيكت اپوزيسيون نام داد شود، اين تشكل از همان ابتداء كار همانند يك نيروي بسيار موفق و فراسوي چهارچوب سنتي تشكل هاي صرفآ دانشجوئي عمل نمود و تقريبآ بصورت يك ساختار اشاعه تفكر و هدايت كننده مبارزاتي چه در صحنه داخلي و چه در عرصه جهاني شناخته شده است. بي شك تعداد بي شمار مقالات نوشته شده در رسانه هاي خارجي كه در آنها به فعاليتها و يا ديدگاهاي كميته هماهنگي، به ويژه در رابطه باحقوق بشر در ايران، سكولاريسم، آمريكا، اسرائيل و يا تروريسم اشاره شد، شايان توجه و گوياي ارزيابي هاي منصفانه و غير جنبي نويسندگان خارجي مي باشد.

 

 

بنيانگذاران كميته هماهنگي و اعضاء آن با دوري گرفتن از جناح بنديهاي متآسفانه كلاسيك و رايج در ميان بسياري از مخالفان نظام كنوني ، از همان ابتداء واقف به اين نكته بودند كه دانشجويان ايران مي توانند بعنوان نيروي محركه جنبش آزاديخواهي و دموكراتيك در كشور عمل نمايند و دير يا زود ، پس از پايان گرفتن حتمي توهم اصلاحات حكومتي و ارزيابي مجدد از خود و سرانجام شعور مبارزاتي گسترده و دموكراتيك ، ديگر نيروهاي اجتمائي را بدنبال خود به اريكه مبارزاتي اجتمائي – سياسي ايران بياورند. اين تفكر كه اينك در بسياري از كشورهاي جهان به اثبات رسيده، بر دو پايه بنا مي گشت، اول اينكه دانشجويان از قشري جوان ، پويا، آرمان خواه، نوگرا و عاري از تفكرات منفي بافي نسلهاي گذشته مي باشند و ديگر اينكه هر كدام از آنها گوياي تفكرات و نارضايتي عميق و يا پنهان بخشهاي عمده اي از جامعه هر كشور مي باشند كه در مقطع زماني خاصي بدليل قرار گرفتن در كنار يكديگر مي توانند جنبش عظيمي را در محافل آكادميك و سپس در سطح جامعه به حركت در آورند.

 

لذا، بر بنيانگذاران و اعضاء كميته هماهنگي لازم بود تا بسياري از دانشجويان وقت را كه فاقد بعضي امكانات يا اطلاعات لازم در زمينه هاي مبارزاتي و يا بعضي از آگاهي هاي سياسي بودند و اين امكان وجود داشت كه تنها به ابزاري در دست بعضي از جناحهاي وابسته به نظام و يا سكوئي براي بالا رفتن بعضي از اشخاص صرفآ جاه طلب گردند، مورد توجه و حمايت فكري و معنوي خود قرار دهند. همچنين اين استراتژي از آنجا ضروريت مي يافت كه دانشجويا ن كه طيف بسيار گسترده و بيش از يك ميليون نفري جامعه ايران را تشكيل مي دهند، همه داراي يك عقيده مشترك نبوده و اينكه دير يا زود مي بايست كه بمنظور دستيابي به آزادي راستين، انها را با عقايد سكولار و نو گرا آشنا نمود و آنها را براي دستيابي به اين ارزش ها با حركتي فرا جهاني و يا فرا گروهي ترغيب نمود. و نيز از همان ابتداء يكي از اصول اوليه سازماني بر اين نكته حائز اهميت گرديد كه مي بايست با پند گرفتن از شكست و تجربه و نتايج بدست آمده از آنچه كه زماني بنام ( كنفدراسيون دانشجويان ايران) عملكرد هاي آن نام گرفت و متآسفانه به پيروزي سياسي قشري مرتجع و واپس گرا در ايران انجاميد، اجتناب نمود. لذا منافع بر خلاف فعالان دانشجوئي گذشته كه بيشتر بدنبال فلسفه هاي اروپاي قرن گذشته و يا مسائل ديني بودند، كميته هماهنگي پايه تفكري خود را بر اصول ملي و مردمي قرار دادند تا در اولويت كار داوطلبان تشكل قرار گيرد، ضمنآ از كليه اعضاء درخواست گرديد كه از هر گونه پيوند زدن اهداف و سرنوشت اين تشكل با هر سازماني خود داري نمايند.

 

 

سياست ديگر اتخاذ گشته اين بود كه بدليل گستردگي طيف دانشجوئي ، مي بايست از هر گونه چهره سازي بعنوان نماد تمامي دانشجويان و يا مبارزان خود داري گردد و كليه اولويت ها بر تقويت تفكرات آزاديبخش و سازنده قرار گيرند تا ايرانيان بتوانند هر چه زودتر به آزادي و نطام دلخواه خود دست يابند بي آنكه كي بنام آنها بتواند از شرايط استفاده نمايد.

 

 

از سوي ديگر كميته هماهنگي و مسئولان آن، بارها و بارها اين تجربيات آموخته گشته از سير و تاريخ تحولات سياسي و منطق كارتزيان (Cartesian)   تكيه نمودند كه نظامهائي همانند جمهوري اسلامي بدليل ماهيت هاي ايدئولژيكي يا مذهبي و  يا فاشيستي خود از يك سو ، و از سوي ديگر بدليل ساختار بسته اليگارشي- مافيائيشان هيچگونه قابليت اصلاح پذيري يا استحاله سياسي را ندارند و از هر گونه پاسخگوئي به خواستهاي بر حق ملتهاي تحت حاكميت خود و نسلهاي آتي اين كشور ها ،يعني اصولي انساني، ملي و جهان شمول همچون آزادي، برابري، كثرت گرائي، مردم سالاري، تجدد، رفاه اجتمائي و حفظ منافع ملي عاجز مي باشد. بنابراين از همان ابتداء‌ بطور بسيار شفاف، كميته هماهنگي بارها و بارها اعلام نمود كه سياستهاي جمهوري اسلامي عوام فريبانه، بي پايه و صرفآ براي گمراه نمودن افكار عمومي غرب مي باشند و بقاء هر يك لحظه بيشتر اين نظام بر اريكه قدرت ، باعث افزايش هرچه بيشتر فقر وفلاكت ملت ايران و تاراج ثروت هاي ديگري از كشورمان مي گردد.

 

 

دراين راستا و در زمانيكه بسياري از تحليل گرايان ، اساطيت و سياست مداران روشن فكر نما دل خود را به وعده هاي اصلاح طلبان درون حكومتي و باورمند به بقاء نظام مذهبي خوش كرده بودند و در داخل و خارج كشور با برهان هائي بي پايه سعي به توجيه نمودن بقاء نظام مذهبي مي نمودند، كميته هماهنگي و اعضاء شناخته شده آن مكررآ در جلسات يا مناظرات مطبوعاتي تآكيد نمودند كه كشور ايران در ماهها و سالهاي آتي آبستن حوادثي گوناگون مي باشد كه ريشه اصلي همگي آنها آگاهي تدريجي توده ها بوده و نياز به حركتي منسجم در راستاي بر اندازي نظام متحجر ديني از طرق مسالمت آميز و سپس بنيانگذاري جامعه اي آزاد و خرد گرا با تكيه بر انتخابات عمومي يعني يك رفراندوم مردمي، زير نظر مرجعي بين المللي مي باشد.

 

 

همچنين بار ها اين اطمينان از سوي كميته هماهنگي جنبش دانشجوئي براي دموكراسي در ايران و نيز اعضاء آن داده شد كه علارغم باورهاي مذهبي پاره هائي از جامعه ايران و اقدامات پر هزينه دستگاهاي تبليغاتي گسترده و با نفوذ رژيم، هر روز بيش از پيش حكومت ملايان در نزد بخش هاي جديدي از ايرانيان مشروعيت كاذب و ساختگي خود را از دست خواهد داد و بدليل مواضع بنيادين و ايدوئو لژيك رژيم كه در تظاد با سير پيشرفت جهاني مي باشند، سر انجام، جمهوري اسلامي تبديل به خطري براي جهان آزاد خواهد گشت و در نتيجه و با بوجود آمدن يك شرايط پيش انقلابي در درون ، توآم  با فشار خارجي از هم پاشيده خواهد گشت و به ذباله دان تاريخ افكنده خواهد شد.

 

 

اتخاذ و بيان مكرر اين مواضع پيشرو، علارغم ادعاها و يا واكنش هاي وقت برخي از تشكل هاي سياسي و يا دانشجوئي وابسته به رژيم ، خوش باوران، سياست بازان و به اصطلاح روشنفكران داخلي و يا متآسفانه تبعيدي كه به حمايت از تز اصلاحات از درون و اشاعه باور امكان استحاله نظام مذهبي و يا باز كردن دكان هاي سياسي پرداختند صورت گرفت و همچنان مي گيرد. مسئولان كميته هماهنگي بارها طي برنامه هاي راديوئي و يا ماهواره اي و نيز طي نوشتارهاي متعددش كه بصورت گسترده از طريق وب سايت دانشجو و يا ليست ايميل هاي مربوط به آن پخش گرديده اند، اعلام نموده اند كه نظام مذهبي از اين فرصت طلبان و يا خوش باوران، تنها بعنوان ابزاري براي اثبات ادعا هاي واهي خود بمنظور خريد زمان استفاده مي نمايند و در موقع لازم و با احساس خطر از قرباني نمودن آنها نيز كوتاهي نخواهند كرد.

 

همچنين، طي اين تلاشها، كميته هماهنگي بارها تآكيد نموده كه كليه تشكل هاي سياسي براستي باورمند به مردم سالاري و منافع ملي در تضاد با بقاي هر شكلي از جمهوري اسلامي قرار دارند. لذا كليه مخالفان راستين نظام آخوندي و عوام فريب تكنوكراتهاي مكتبي آن، مي بايست كه محور اصلي حركت خود را بمنظور تسريع مبارزه و مانع گشتن از گمراهي توده ها بر اصل سكولاريسم، حاكميت ملي، خرد گرائي، تجدد گرائي قرار دهند كه در بر گيرنده كليه خواستهاي ملي و مردمي مي باشند و مي بايست كه براي نيل به اين اهداف از طريق نافرماني هاي مدني و مقاومت منفي با آگاه نمودن اذهان عمومي ممالك جهان هر چه زودتر و با ايجاد يك همبستگي و اتحاد اصولي بر سر اين محورهاي مشترك، نيروي سازمان يافته و لازم را به منظور سرنگوني و جايگزين نمودن نظام مذهبي با يك حكومت بر خواسته از آراء عمومي را به وجود آورد.

  

در طي اين مصاحبه ها، مسئولان دفتر سياسي كميته هماهنگي دانشجوئي براي دموكراسي در ايران اعلام نمودند كه در واكنش با جمهوري اسلامي دو راه بيشتر وجود ندارد، راه اول پيوستن به اين نظام و آلوده گشتن در جنايات و چپاولهاي آن است كه اين راه جلوي پاي ساده انديشان و فرصت طلبان گذاشته شده.  راه دوم ايجاد يك دگرگوني بنيادين و محو كليت نظام و هرگونه مدل استحاله شده آن است كه تشكل و اعضاء آن، راه دوم را پذيرفته و در راستاي نيل به آن، از همان ابتداء كوشش نموده و همچنان بر اين موضع استوار مي باشند .

 

 

يكي ديگر از تاكتيكهاي مبارزاتي كميته هماهنگي آن بود، تا مبارزان، آزاديخواهان، و نيز مردم ناراضي ايران را به هويت اصلي خويش و خواسته هاي مشتركشان واقف نمايد. باور بر اين بود كه هر انساني براي دفع بيماري، نياز به درك هويت و خواسته هاي خويش و از سوي ديگر شناسائي همراهان خود دارد. در اين راستا نيروي سوم، از جمله تحليل هائي مي باشد كه كميته هماهنگي جنيش دانشجوئي براي آزادي در ايران ، در پائيز سال 1378 به پيشگاه ملت و مبارزان سياسي ايران پيش كش نمود و امروزه و طبق پيش بيني هاي انجام شده در آن زمان، بخش هاي وسيعي از ايرانيان، بخصوص دانشجويان و جوانان كشور و ديگر مبارزان سكولار طلب، هويت مبارزاتي و عرفي خود را در قالب اين نام يافته، و از اين جهت خود را بخشي  از اين نيرو مي پندارند.

 

همچنين درك صريح مزيت ها و امكانات پديد آمده در جهان تكنولژيك و استفاده از پديده هاي آن، كه جهان كنوني را به يك دهكده جهاني تبديل نموده ، همراه با الهام از سخن معروف ميخائيل گرباچف ، كه اگر اينترنت وجود داشت، هيچگاه ديكتاتوري در روسيه 70 سال دوام نمي آورد، بنيانگذاران تشكيلات را بر آن داشت كه در همان ابتداي كار به برپائي وب سايت پربيننده دانشجو اقدام نمايد.و از طريق آن و ايميل ليست هاي گسترده اش، بطور مستمر ،تحليل گران سياسي جهان را در جريان اوضاع كشور و مبارزات دانشجويان ايران قراردهند.

 

بي شك وب سايت دانشجو ، ضمن درج نظريات و فرامين كميته هماهنگي، كه پخش اخبار را در چهاچوب فعاليت گسترده اين تشكل قرار داده، در آن زمان، در نوع خود  بي سابقه و نو آور بود و در استراتژي مبارزاتي خود، در بسياري از شرايط باعث نجات زندگي و هدايت فعالان سياسي به تظاهرات گوناگون، بستن صندوق هاي انتخاباتي رژيم در خارج، و نيز موجب و اكنش هاي گوناگون بين المللي عليه نظام ملايان گرديده است. و اين روند تا سرنگوني كامل رژيم جمهوري اسلامي همچنان ادامه خواهد داشت.

 

 

 

گوشه هائي از عملكردهاي تشكل:

 

 

كميته هماهنگي و اعضاء آن از بدو تآسيس و بنا بر رسالت خود بشترين توجه و تلاش خود را معطوف به هماهنگ نمودن مبارزات عليه ارتجاع حاكم و اشاعه آگاهي در ميان دانشجويان و آگاه نمودن مراجع بين المللي از شرايط واقعي در ايران نموده اند.

 

بي شك شكستن لايه هاي ابهاماتي كه با تكيه به منابع ملي عظيم جمهوري اسلامي و سازمانهاي تبليغاتي عظيم وابسته به سوداگران نفتي بين المللي جو سياسي موحود در ايران و واقعيت هاي  مربوط  به آنرا  در برون مرز تحت اشعاع خود قرار داده بود كار  آساني بنظر نمي آمد و نبود.

 

 اعضاء اين تشكل از همان ابتداء به يك برنامه ريزي اصولي براي مبارزه اي دراز مدت با نظام حاكم پرداختند كه برنده ترين سلاح آن آگاهي توده هاي ايران و درك هويت مبارزاتي مي باشد و در اين راه شبكه هاي ارتباطي، خبري و گروههاي تفكري و تداركاتي گوناگوني را در داخل و خارج كشور بينيان نهادند. حمايت خالصانه راديو ها و تلويزيون هاي ماهواره اي برون مرزي كمك بزرگي در پيشبر اين اهداف بوده و مي باشد.

 

اشاعه آ گاهي و ترويج دموكراسي و سكولاريسم ، كمك به محكوم نمودن تفكر بنيادگرائي و تروريسم، كمك به ايجاد تفاهم و اتحاد ميان نيروهاي سياسي خارج و داخل كشور از طريق برنامه هاي ويژه تلويزيوني-راديوئي، كمك به درك اذهان عمومي غرب از طريق شركت در برنامه هاي تلويزيوني- راديوئي يا مطبوعات غربي همچونKPFK, CNN  و NPR  ، برگزاري تظاهرات اعتراضي و جلسات گوناگون در داخل و خارج از كشور، درخواست هاي موفق آميز تحريم خيمه شب بازيهاي انتخاباتي رژيم، ايجاد و هماهنگ نمودن سخنراني براي بعضي از دانشجويان داخل كشور در خارج از ايران، رابطه تنگاتنگ با سازمانهاي بين المللي مثل، عفو بين المللي و يا سازمان ملل ، ديدار با مقامات پر نفوذ و طراحان سياسي بين المللي، بر قراري كنفرانسهاي تلفني ميان فعالان داخل كشور با مسئولين بلند پايه سازمانهاي بين المللي و دولتي، جلب حمايت ملي از جنبش دانشجوئي و رساندن كمك به اعضاء آن ، اخذ پناهندگي سياسي و رواديد ورود به كشورهاي اروپائي و آمريكائي براي فعالان جنبش، معطوف كردن توجه بين المللي از طريق ترجمه و پخش گسترده نوشتارها و نامه هاي دانشجويان، همچون نامه معروف احمد باطبي كه انعكاس گسترده اي بپا نمود، هدايت فكري جنبس دانشجويان و جوان از طريق بيش از 60 برنامه تلويزيوني و دهها برنامه راديوئي ديگر كه تا آن زمان بي سابقه بود، دعوت از  مسئولان و طراحان طراز اول آمريكا، مانند مايكل لدين به جلسات سئوال و  پرسش اينترنتي و از اين طريق كمك عمده به پيشرفت دوستي ميان دو ملت در ساعاتي كه جمهوري اسلامي سعي به وانمود نمودن آمريكا بعنوان دشمن ملت ايران داشت و انعكاس گسترده اين جلسه از طريق رسانه هاي گروهي، درج نظرات تشكيلات در رابطه با محكوميت تروريسم از سوي ايرانيان و از طريق رسانه هاي معتبر جهاني و ايجاد سايت اينترنتي معتبر دانشجو  كه تنها بخش انگليسي آن بيش از ده ميليون رجوع كننده در سال دارد،  تنها بخشهائي از عملكرد شش سال گذشته كميته هماهنگي جنبش دانشجوئي براي دموكراسي در ايران  مي باشند.

 

 

براي اطلاع بيشتر از عملكرد هاي كميته هماهنگي از بخش هاي  Feedbacks  و  AUDIO-VIDEO  بازديد نماييد.

 




Top of Page
spacer
spacer

© Copyright 2003 SMCCDI: daneshjoo.org

 
در باره ما
اطلاعات و اخبار
اخبار نامه